تبلیغات
بزرگترین مرجع دانلود فیلم , اهنگ , عكس و سرگرمی
بزرگترین مرجع دانلود فیلم , اهنگ , عكس و سرگرمی
دانلود رایگان را با ما تجربه كنید
همه ی تلاش ما بر این است كه در سرمای زمستان لحظات گرمی برای شما فراهم اوریم
پس امیدواریم با نظرات خود ما را سر افراز كنید
مدیریت سایت:شهریار فنونی

شناخت امام زمان

پنجشنبه 10 مهر 1393

نویسنده: bsm m |

محمد بن حسن -

نقش

امام دوازدهم شیعه

نام

محمد بن حسن -

کنیه

ابوالقاسم، احمد و ..

زادروز

نیمه شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ هـ.ق. (۸۶۹ م.) برابر با دوشنبه، ۸ مرداد ۲۴۸ شمسی

زادگاه

سامر

لقب(ها)

حجت، مهدی، قائم، بقیةالله، حجةالله، صاحب‌الزمان، المنتظَر، غائب، صاحب‌الأمر، ولی عصر، منصور، منتقم و ..

پدر

حسن عسکری

مادر

نرجس خاتون یا صیقل

طول عمر

پیش از امامت: ۲۵۵ یا ۲۵۶(قمری) –۲۶۰ ه.ق. 

دوران امامت:

غیبت صغری، ۶۹ سال: ۲۶۰–۳۲۹ ه.ق. 

غیبت کبری، از سال ۳۲۹ ه.ق. تاکنون 

 

 

بنابر اعتقاد ما شیعیانِ دوازده‌امامی، حجت بن حسن فرزند حسن بن علی عسکری (امام یازدهم شیعیان) و دوازدهمین و آخرین امام و همان مهدی موعود است. همچون پیامبر اسلام نامش محمد و کنیه اش ابوالقاسم است. همچنین «امام زمان»، «صاحب الزمان»، «ولی عصر»، «قائم آل محمد» و «مهدی موعود» از القاب اوست.

پس از مرگ حسن عسکری (امام یازدهم شیعیان) در سال ۲۶۰ هجری و سن ۲۸ سالگی، از آنجا که حسن عسکری برخلاف سایر امامان شیعه —که در زمان حیاتشان جانشین بعدی را تعیین کرده بودند— بطور علنی جانشینی برای خود برجای نگذاشته بود، بحران فکری و اعتقادی بزرگی در میان پیروان امام شیعه بوجود آمد. در این دوران که به «سال‌های حیرت» موسوم است، شیعیان به فرقه‌های متعددی منشعب شدند. عده‌ای از شیعیان اعتقاد داشتند که از حسن عسکری فرزندی باقی نمانده‌است یا این فرزند در گذشته‌است؛ بسیاری از شیعیان امامت جعفر برادر حسن عسکری را پذیرفتند و گروه‌هایی نیز متوجه فرزندان و نوادگان امامان نهم و دهم شیعه شدند. اما اصحابی از حسن عسکری چنین گفتند که «وی پسری داشته که جانشینی مشروع برای امامت است». طبق گفتهٔ عثمان بن سعید، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود، چرا که ترس آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. دیدگاه این گروه که در ابتدا دیدگاه اقلیت شیعه بود، به‌مرور به دیدگاه تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی‌اند

از دیدگاه تاریخی، باور به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافت به نظر می‌رسد مدتی طول کشید تا این نظریه به صورتبندی نهایی خود برسد و پس از آن هم توجیه ها و تبیین های دینی گسترده‌ای در موردش ارائه شد. شیعیان با دو رویکرد حدیثی و کلامی به تبیین نظریهٔ غیبت برخاستند. (و. ۳۲۹ ه.ق. / ۹۴۱ م.) در احادیث باب غیبت کتاب اصول کافی —که در خلال دوره سفرا (موسوم به غیبت صغری) گرد آورد— به موضوع غیبت و علت آن پرداخت. به‌خصوص نعمانی در کتاب الغیبه به تبیین نظریه غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحات «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد. پس از وی ابن بابویه (و.۹۹۱-۹۹۲) در کتاب کمال الدین در خصوص گردآوری احادیث مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید. از دیگر سو، متخصصان علم کلام از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه.ق. / ۱۰۲۳ م.) و شاگردانش بخصوص سید مرتضی (۱۰۴۴-۱۰۴۵) به تدوین نظریات کلامی امامت جهت تبیین ضرورت وجود امام زنده در شرایط غیبت پرداختند.

در باور کنونی شیعه دوازده امامی، حجت بن حسن در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ ه.ق. در سامرا به دنیا آمد . او در پنج سالگی و پس از مرگ پدرش به امامت رسید. پس از فوت امام حسن عسکری (ع) ، مهدی تنها از طریق چهار سفیر یا نائب با شیعیان تماس می‌گرفت. البته بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که از آغاز تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابتِ خاص در قرن‌های چهارم و پنجم هجری توسط علمای شیعه مانند شیخ طوسی و برای تبیین غیبت صغری ایجاد شده‌است. پس از یک دوره هفتاد ساله (موسوم به غیبت صغری) و با مرگ علی بن محمد سمری، چهارمین نائب امام دوازدهم شیعه، بار دیگر حیرت شیعیان را فراگرفت. آنها در نهایت در سده پنجم به تبیینی عقلی در کلام شیعه از غیبت امام دست یافتند. به باور شیعیان، پس از دوران سفرا، شیعیان با مهدی در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً غیبت کبری می‌نامند. پس از پایان دورهٔ غیبت، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که از طریق وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید اعتقاد به ظهور امام غایب (به عنوان مهدی)، شیعیان را در تحمل شرایط دشوار یاری نموده و به آنها امید آینده‌ای سرشار از دادگری داده است تا اندازه ای که گفته می‌شود بدون اعتقاد به چنین نقشی برای امام دوازدهم، مذهب شیعه نمی‌توانست در مقابل آزار و اذیت سلسله‌های مختلف در تاریخ اسلام دوام بیاورد .

 

فرقه های امامیه در دوران حیرت

با درگذشت حسن عسکری(و. ۲۶۰ ه.ق. /۸۷۴ م.)، امام یازدهم شیعه، سردرگمی بزرگی برای نیم قرن در بین شیعیان پدید آمد که نویسندگان شیعه از آن تحت عنوان «دوران حیرت» نام می‌برند. در این دوران، انشقاق در بین شیعیان شدت یافت و جنبش‌های رقیب مانند اسماعیلیه نیز استفادهٔ کافی از این موقعیت نمودند. تبلیغات در این دوران به حدی بود که بسیاری از شیعیان و بسیاری از بزرگان شیعهٔ امامی، مذهب خود را ترک نمودند. شیعه امامی به فرق متعدد منشعب شد. مسعودی (و. ۳۴۶ ه.ق. /۹۵۷ م.) در کتاب مروج‌الذهب تعداد این فرقه‌ها را بیست فرقه شمرده‌است و حسن ابن موسی نوبختی (و. حدود ۳۰۰ ه.ق.) در کتاب فرق الشیعه، از چهارده فرقه با ذکر جزئیات اعتقادی آنها نام می‌برد.

در یک دسته بندی کلی گروهی از شیعیان چنین می‌پنداشتند که حسن عسکری اصلاً فرزندی نداشته‌است و گروهی دیگر می‌گفتند حسن عسکری امام بدون فرزندی است که نمرده‌است و حسن عسکری همان مهدی غایب است. گروهی نیز معتقد بودند که حسن عسکری فرزندی ندارد و آنها روی به سوی برادر حسن عسکری، جعفر گردانیدند. گروه دیگری عنوان می‌کردند که فرزند حسن عسکری پیش از مرگ پدرش درگذشته‌است. یک گروه هم اعتقاد داشتند که فرزند حسن عسکری همان مهدی است که پدرش او را از ترس خلیفه زمان مخفی نگاه داشته و تنها توسط شمار کمی از یاران مورد اعتمادش دیده شده‌است. به گفتهٔ امیرمعزی، تنها بخشی از شیعیان که در آن زمان در اقلیت کوچکی بودند چنین دیدگاهی داشتند اما به گفته جاسم حسین اکثریت شیعیانی که امامت حسن عسکری را پذیرفته بودند تابع این دیدگاه بودند.  مذهب این گروه به‌مرور به مذهب تمامی شیعیان امامی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی می‌باشند.

این فرقه‌ها را به پنج دسته کلی تقسیم می‌شوند؛ به جز آخرین دسته، سایر فرقه‌های منشعب شده تا صد سال پس از فوت حسن عسکری از میان رفتند:

واقفیه بر حسن عسکری: کسانی که مرگ حسن عسکری را باور نداشته و او را به عنوان «مهدی آل محمد» زنده می‌پنداشتند و به نام «واقفیه»، یعنی کسانی که بر امامت حسن عسکری توقف کرده‌اند، شناخته می‌شدند.

جعفریه: کسانی که پس از مرگ حسن عسکری، به برادر او جعفر بن علی الهادی ( ۲۲۶ تا ۲۷۱ ق.) گرویده و به دلیل آنکه فرزند حسن عسکری را ندیده بودند، به امامت جعفر گردن نهادند که دسته ای از آنان وی را جانشین امام دهم شیعه (هادی) و دسته ای دیگر او را به عنوان امام دوازدهم می شناختند. به این گروه «جعفریه» می‌گفتند.

محمدیه: عده ای که پس از انکار امامت حسن عسکری، به امامت اولین فرزند هادی محمد (حدود ۲۲۸ تا ۲۵۲ ق.) که در زمان حیات پدرش درگذشته بود، گرویدند. به اینان «محمدیه» گفتند.

ختم امامت: شمار دیگری بر این باور بودند که همان‌گونه که پس از محمد (پیامبر مسلمانان) دیگر پیامبری نخواهد آمد، پس از مرگ حسن عسکری نیز امامی وجود نخواهد داشت.

قطعیه: این گروه که خود چندین شاخه بودند، به امامت فرزندی که خود برای حسن عسکری قائل بودند اعتقاد داشتند. این جریانی همان جریانی بود که به تدریج به شیعه دوازده امامی فعلی تبدیل گشت.

نظرات() 

متن نمایشگاه فقر

جمعه 17 اردیبهشت 1395

نویسنده: bsm m |

روزی کسی خواهد پرسید چرا

نظرات() 

التون

جمعه 17 اردیبهشت 1395

نویسنده: bsm m |

رو به رو ی التون اقای خلیقی

نظرات() 

دستفروش

جمعه 17 اردیبهشت 1395

نویسنده: bsm m |

گاهی به برخی حسودی میکنم ...در روزگاری که هرکس برای کسب لقمه ای نان و باز کردن گره ای از مشکلات روزمره ، دست و پا میزند و دیگر لبخند افسانه ای از دگر روزگاران به حساب می اید  .. گاهی برخی ، عینک ری بن اصل امریکا را از دست فروشی در خیابان به شرط اصل بودن و به این تضمین که نه میشکند و نه خش بر میدارد میخرند .. اخر این عینک در جنگی در عراق از چشم یک سرباز امریکایی افتاده و حداقل 2 ملیون قیمت دارد .. اما خوب چون اقای دستفروش بسیار دست و دلباز ، بخشنده و رئوف هستند و البته .. اقای خریدار بسیار زبان باز و اینکاره ، ان را تنها به 35 هزار تومان میخرد  .. او با خرید این عینک خود را در بالاترین درجه از مقام اینکاره بودن دیده و هر بار به خود و عینک ری بن اصل در اینه مینگرد ادرنالین زیادی از شادی در او ترشح شده و احساسی نهفته در او شعله ور میشود .. احساسی ناب که نه ان سرباز امریکایی با به چشم داشتن ( ان ) تجربه میکند و نه ان تولید کننده چینی پس از فروش ( این ) ..این روز ها حال خوب کیمیا شده است ... قدر دستفروش ها را بدانید ..
  16/2/1395 ساعت 3:51 دقیقه بامداد 

نظرات() 

پدر

جمعه 17 اردیبهشت 1395

نویسنده: bsm m |

تقدیم به پدرم:
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
تو کجایی پدرم...؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم.
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست 
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
پدر ای یاد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم...!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار...
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. .. به سلامتی همه پدرها و شادی روح باباهای سفر كرده الفاتحه مع الصلوات...

نظرات() 

طلا لیزر

جمعه 17 اردیبهشت 1395

نویسنده: bsm m |

ارگ اقای کافی مقدم دستگاه لیزر حروف طلا

نظرات() 

مجنون و لیلا

جمعه 17 اردیبهشت 1395

نویسنده: bsm m |

یک شبی مجنون نمازش را شکست
 
بی وضو در کوچه لیلا نشست
 
عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ ازجام الستش کرده بود


سجده ای زد بر لب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او 

گفت یا رب ازچه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای 

جام لیلا رابه دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای 

نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم ازلیلاست آنم می زنی 

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن 

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو ... من نیستم 

گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم 

سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی 

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم 

کردمت آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد 

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا برنیامد از لبت 

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی 

مطمئن بودمبه من سرمیزنی

در حریم خانه ام در میزنی 

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بیقرارت کرده بود 

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم

نظرات() 

تسلیت

دوشنبه 9 شهریور 1394

نویسنده: bsm m |

آدم‌ها می‌آیند
زندگی می‌کنند
می‌میرند
و می‌روند
اما
فاجعه‌ی زندگی تو
آن هنگام آغاز می‌شود
که آدمی می‌میرد
اما
نمی‌رود
می‌ماند
و نبودنش در بودن تو
چنان ته ‌نشین می‌شود
که تو می‌میری در حالی که زنده­‌ای
و او زنده می‌شود در حالی که مرده است

نظرات() 

مشاجره

دوشنبه 9 شهریور 1394

نویسنده: bsm m |

ادامه مشاجره...

آقای کامران سعادتمند:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
نه او را دست و پا بخشم، نه شهری چون بخارا را
همان دل بردنش کافی که من را بی دلم کرده
نمی خواهم چو طوطی من، بگویم این غزلها را
غزل از حافظ و صائب و یا دریایی بی ذوق
و یا آن شهریار ترک که بخشد روح اجزا را
میان دلبر و دلدار، نباشد حرفِ بخشیدن
اگر دلداده می باشید، مگویید این سخن ها را 

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 24 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : bsm m

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← نظرسنجی

    كدام قسمت سایت بیشتر رضایت شما را جلب كرده است ؟






← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :